افزایش قیمت بنزین
بنزین ۱۰ هزار تومانی، اصلاح اقتصادی یا انتقال هزینه به مردم؟
مقدمه
قیمت بنزین دوباره به یکی از بحثهای داغ اقتصاد ایران تبدیل شده؛ از افزایش نرخ بنزین و تغییر سهمیهها گرفته تا کسری تولید و مصرف. اما سؤال اصلی فقط این نیست که «بنزین باید گران بشه یا نه؟»
سؤال مهمتر اینه که آیا افزایش قیمت، بدون اصلاح ساختارهای معیوب اقتصاد و بازار انرژی، واقعاً میتونه مسئله بنزین رو حل کنه؟
در این مطلب میخوام بدون ورود به بحثهای سیاسی، از زاویه اقتصادی به ماجرا نگاه کنم و ببینیم افزایش قیمت بنزین دقیقاً چه مسئلهای رو حل میکنه و چه مسائلی همچنان سر جای خودشون باقی میمونن؟
بدنه
سهمیه و نرخ ۱۰ هزار تومانی
قطعا ممکنه شنیده باشید که نرخ بنزین قراره تغییر کنه و قیمت بنزین مازاد بر سهمیه، از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان برسه.
به عبارتی سلسلهمراتب مصرف به این صورت هست:
با کارت سوخت شخصی:
۱. ۶۰ لیتر با نرخ ۱٬۵۰۰ تومان
۲. ۵۰ لیتر با نرخ ۳٬۰۰۰ تومان
۳. مازاد بر ۱۱۰ لیتر با نرخ ۱۰٬۰۰۰ تومان
بعضیها معتقدند که اصلاً مصرفکننده به سهمیه سوم نمیرسه و همین میزان سهمیه پاسخگوی نیاز راننده هست.
این اشخاص عموماً دو دسته رو تشکیل میدن:
۱. کسایی که عموما در زندگی خودشون ماشین سوار نشدن
۲. کسایی که اگر ماشین هم داشته باشن، ترجیح میدن اکثر مسافت ها رو پیاده طی کنن. حال به دلیل علاقه، عادت، فرهنگ و… یا غیره.
عموما این افراد جزء هر دسته که باشن ، از وضعیت مصرف سوخت اطلاع کافی ندارند. شما با این مقدار بنزین اگر یه سفر شمال برید، چند روز بگردید، بهراحتی بخش قابلتوجهی از سهمیهات رو استفاده کردی.بعدش برای اینکه بابت هر لیتر بنزین ۱۰ هزار تومان ندی، به ناچار باید از خودرو استفاده نکنی.
مصرف سوخت
البته مسئله فقط میزان سهمیه نیست. مصرف سوخت خودرو هم اهمیت زیادی داره.خودروهای مختلف، بسته به وزن، حجم موتور، فناوری پیشرانه، گیربکس، شرایط نگهداری، نوع رانندگی و وضعیت جاده، مصرف متفاوتی دارن. طبیعتاً هرچه مصرف سوخت خودرو بالاتر باشه، اثر افزایش قیمت بنزین بر هزینه خانوار هم بیشتر میشه. این نکته حائز اهمیت هست که اکثر خودروهای ایرانی به دلیل کیفیت نسبتا پایین مصرف بسیار بالایی دارن.
حالا اگر کیفیت سوخت، عدد اکتان، گوگرد، رسوب و شرایط احتراق رو هم در نظر بگیریم، نتیجه مدل ما فاجعه خواهد بود…!
منطق اقتصادی
حقیقت اینه که در سالهای اخیر بین میزان تولید و مصرف بنزین کشور شکاف قابلتوجهی ایجاد شده و برآوردهایی از کسری حدود ۱۰میلیون لیتر در روز مطرح شده. یعنی مسئله فقط این نیست که «بنزین ارزونه و مردم زیاد مصرف میکنن». مسئله اینه که ما با مجموعهای از مشکلات ساختاری در سمت عرضه و تقاضا مواجهیم، از مصرف بالای ناوگان گرفته تا محدودیت ظرفیت تولید، کیفیت خودروها، وضعیت حملونقل عمومی و مشکلات سرمایهگذاری در زیرساخت انرژی.از طرفی اگر بخوایم حقیقت ماجرا رو ببینیم، این نرخ بنزین نمیتونه برای همیشه از واقعیت اقتصادی کشور جدا بمونه. درسته که درآمد خانوار افزایش متناسبی با تورم نداشته…، درسته که GDP رشد قابلتوجه و مستمری نداشته.….، درسته که افزایش قیمت بنزین میتونه خودش مجدداً آثار تورمی ایجاد کنه، اما اقتصادوقتی روی خشن خودش رو نشون میده، به انصاف و معرفت و… نگاه نمیکنه. قیمت انرژی نمیتونه برای همیشه بدون توجه به تورم، هزینه تولید، هزینه فرصت منابع و شرایط اقتصادی ثابت بمونه. بنزین هم باید در بلندمدت به شکلی قیمتگذاری بشه که با واقعیتهای اقتصادی کشور سازگار باشه.
اصلاح قیمت گذاری یا تکرار سیاست های غیر علمی؟
اینجا یک نکته اساسی وجود داره:
اصلاح قیمت انرژی، بهتنهایی اصلاح اقتصادی نیست.
و اینجا یک سوال شکل میگیره:
افزایش نرخ بنزین، بدون اصلاح سایر بخشها، واقعاً چاره کاره؟
به نظر من اگر قرار باشه قیمت بنزین افزایش پیدا کنه، این افزایش باید بخشی از یک برنامه اصلاحی بزرگتر باشه، نه اینکه صرفاً قیمت افزایش پیدا کنه و بقیه اقتصاد همون اقتصاد قبلی باقی بمونه.
۱. درآمد حاصل باید صرف افزایش بهرهوری بشه
اگر قیمت بنزین افزایش پیدا کرد، منابع حاصل از این افزایش باید تا حد امکان بهصورت شفاف صرف افزایش ظرفیت تولید، بهبود کیفیت سوخت، نوسازی زیرساختها، افزایش بهرهوری و توسعه حملونقل عمومی بشه.
نمیشه فقط قیمت رو افزایش داد و انتظار داشت مردم هزینه اون رو پرداخت کنن، بدون اینکه در سمت عرضه اتفاقی بیفته.
۲. بازار خودرو باید رقابتی بشه
یکی از مشکلات اساسی، ساختار بازار خودرو و ضعف رقابته. آزادسازی واردات خودرو و افزایش رقابتپذیری میتونه تولیدکننده داخلی رو مجبور کنه برای حفظ سهم بازار، کیفیت و بهرهوری محصولاتش رو افزایش بده.
در نهایت هم خودروهای کممصرفتر میتونن به کاهش مصرف سوخت کمک کنن.
البته آزادسازی واردات بهتنهایی معجزه نمیکنه، مسئله اصلی ایجاد رقابت واقعی و پایدار در بازاره.
۳. اصلاح اقتصادی باید زنجیرهای باشه
اصولاً همیشه تغییر اساسی در بنیّه اقتصادی زمانی اتفاق میافته که همراه با اصلاح یک بخش از پازل اقتصاد، بخشهای دیگه هم آهسته و پیوسته به سمت اصلاح حرکت کنن. اگر اصلاح نظام انرژی داشته باشیم، اما توجهی به ناترازی ارزی، ناترازی بانکی، تخصیص بودجه، سیاستگذاری، ساختار تولید، رقابت و بهرهوری نداشته باشیم، ممکنه نتیجه فقط فشار مضاعفتری به مردم باشه.نمیشه یک قطعه از پازل رو اصلاح کرد و انتظار داشت کل تصویر خودش درست بشه.
۴. انرژی باید تا حد امکان از یک یارانه پنهان به یک دارایی قابلانتقال برای مردم تبدیل بشه
اصولاً انرژی حقی برای عموم مردمه. اما به جای اینکه همه مردم صرفاً دریافتکننده یک سهمیه ثابت باشن، میشه به سمت سازوکاری رفت که سهمیه مصرفنشده قابلیت انتقال یا معامله داشته باشه. یعنی کسی که مصرف کمتری داره، بتونه بخشی از سهمیه خودش رو به فردی که نیاز بیشتری داره واگذار کنه و از این صرفهجویی منتفع بشه. در این حالت، فرد کممصرف تشویق به صرفهجویی میشه و فرد پرمصرف نیز هزینه بیشتری برای مصرف خودش پرداخت میکنه. در غیر این صورت افزایش های تکه پاره و جسته گریخته تا زمانی که دستوری باشه ، دردی از دردهای اقتصاد انرژی ایران دوا نمیکنه. البته چنین بازاری نیازمند طراحی دقیق، شفافیت و نظارت جدیه تا خودش تبدیل به بستری برای رانت و فساد نشه.
نتیجه گیری: مسئله فقط بنزین نیست
واقعیت اینه که مسئله بنزین رو نمیشه فقط با قیمت بنزین حل کرد. مصرف بالای سوخت نتیجه مجموعهای از عوامل مختلفه:
خودروهای پرمصرف، ضعف رقابت در بازار خودرو، محدودیت واردات، کیفیت سوخت، حملونقل عمومی، الگوی شهرسازی، قیمت انرژی، سیاستهای ارزی و ساختار اقتصادی کشور. بنابراین اگر قرار باشه قیمت بنزین اصلاح بشه، باید در مقابلش نشانهای از اصلاح ساختاری هم وجود داشته باشه.
افزایش قیمت، اگر صرفاً به معنای افزایش هزینه زندگی مردم باشه، طبیعتاً قابل تحمل نیست. اما اگر مردم ببینن که افزایش قیمت بخشی از یک برنامه واقعی برای افزایش بهرهوری، کاهش اتلاف، اصلاح زیرساخت، افزایش رقابت و بهبود کیفیت زندگیه، داستان کاملاً متفاوت میشه. اقتصاد زمانی برای مردم قابل تحمل میشه که سختی امروز، بوی تغییر فردا رو بده؛ نه اینکه خودش مجدداً کورسویی از تکرار رویه سابق باشه.
در نهایت امید که مثل رفتار نادرست در موضوع کالابرگ ناشی از حذف ارز ترجیحی، مجدداً ضربهای به روح و جسم مردم وارد نشه و اصلاح اقتصادی، به جای اینکه صرفاً هزینه بیشتری به مردم تحمیل کنه، واقعاً بخشی از یک اصلاح ساختاری و بلندمدت باشه.
هنوز نظری برای این مقاله ثبت نشده است.